
مثل برگي خشك و تنها
روي شاخه موندم اينجا ميترسم
توي چنگ وحشي باد برم از خاطر و از ياد بپوسم
همه روزاي من، قصه بودن من، توي آينه دلم
مثل شب سياه و سرده
مثل ابرا رنگِ درده
تو شتاب لحظهها من، با خودم يكه و تنها ميدونم
تو سراب اين افق تا ،سفر نهايت اينجا ميمونم
همه روزاي من، قصه بودن من، توي آينه دلم
مثل شب سياه و سرده
مثل ابرا رنگِ درده
مثل يه غروب تنها كه ميشينه پشت ابرا عکس از: جابر تواضعی/ تحریریه جام جم
يه سكوت بيپناهم
توي اين بيهودگيها لحظهها رو ميشمارم
انتظار هر نگاهم...
با ادامه فيلمبرداري فيلم « دايره زنگي» اولين ساخته پريسا بخت آور به نظر ميرسد بازي هديه تهراني در اين فيلم منتفي شده است.
از آغاز فيلمبرداري اين فيلم، بازيگران مختلفي به عنوان كانديداي ايفاي نقش در اين فيلم عنوان شدند. هديه تهراني هم يكي از اين بازيگران بود اما با گذشت زمان اين بازيگر مقابل دوربين نرفت. تهيه كننده فيلم نيز در مصاحبهاي با رد شايعه عدم حضور هديه تهراني در اين فيلم اعلام كرد او طبق برنامهريزي انجام شده مقابل دوربين خواهد رفت. بد نيست بدانيد نقشي كه قرار بود آن را ايفاء كند توسط بهاره رهنما ايفاء شد. بعد هم قرار بود تهراني نقش كوتاهي را ايفاء كند كه اين نقش هم توسط نگار فروزنده ايفاء شد. اين روزها هم كه فيلمبرداري در حال پايان است ديگر نقشي باقي نمانده تا اين بازيگر ايفاء كند. هنوز دلايل عدم حضور تهراني در اين فيلم اعلام نشده است.
با گذشت دو سال از پايان تصويربرداري يك سريال تاريخي، راز آماده نشدن اين سريال براي نمايش از تلويزيون كشف شد.
تصويربرداري اين سريال تاريخي از بهار سال 82 آغاز شد و در مقاطع مختلف با توقف و مشكلات مختلف همراه بود. در نهايت بخشهايي از اين سريال نيز در سال 85 مقابل دوربين رفت. قرار بود اين سريال در سال 85 از سيما نمايش داده شود اما بعد از انتشار خبرهاي مربوط به قرار گرفتن اين سريال در نوبت پخش، مسوولان سيما متوجه شدند اين سريال هنوز آماده نمايش نشده است.
نكته قابل تامل اين است كه اين سريال در يك برآورد 1400 دقيقهاي مقابل دوربين رفت اما تاكنون تهيه كننده اين سريال علي رغم آنكه تمام هزينههاي مربوط به توليد اين سريال را از سيما دريافت كرده، تنها 380 دقيقه از سريال را تحويل سيما داده و تحويل مابقي آن را منوط به دريافت مبالغ بيشتر كرده است. يعني در مقابل دريافت همه پول توليد سريال تنها يك سوم كار را تحويل داده است!
شنيدهها حاكي است تهيه كننده اين سريال كه اثر ديگري نيز در دست تهيه داشت، حدود دويست و پنجاه ميليون تومان به شهرك سينمايي غزالي بدهكار است و هنوز بابت تسويه حساب با شهرك اقدامي نكرده است. همين مسئله سبب شد تا مسوولان تلويزيون در روزهاي آخري كه قرار بود فيلم اين تهيه كننده را براي پخش از سيما بخرند از اين تصميم صرف نظر كنند.
- سلام . کیه؟
- سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!
- نمیشه!
- چرا؟
- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!
...
سکوت
...
- بابایی ما که عمو حسن نداریم!
- چرا داریم. الآن پهلو مامانه.
- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!
- چشم بابا!
...
...
چند دقیقه بعد
...
- بابا جون گفتم.
- خوب چی شد؟
- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه؟
- خوب عمو حسن چی؟
- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون طور خوابیده!
- استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره 9999999 نیست؟
- نه!
- ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!!
( برگرفته از يك سايت اينترنتي)
با فرا رسيدن روزهاي آخر ماه مبارك رمضان، رقابت شديدي ميان دست اندركاران سريالهاي ماه رمضان به وجود آمده است. شنيدهها حاكي است سريال «يك وجب خاك» با پاياني مشخص مواجه است و قرار است در انتهاي قصه، نيت ابوالفضل پور عرب براي كلاه برداري از اين خانواده افشاء شود.
درباره دو سريال ميوه ممنوعه و اغماء وضع به گونه ديگري است. شنيده ميشود دست اندركاران اين دو سريال به شدت از ارائه هرگونه اطلاعاتي به رسانهها درباره پايان اين دو سريال منع شدهاند. گفته ميشود در سريال اغماء هنوز قسمت پاياني كار نوشته نشده و هيچ كس جز تهيه كننده، كارگردان و ناظر كيفي از پايان سريال خبر ندارد. درباره ميوه ممنوعه هم تاكنون چند پايان مختلف براي داستان نوشته شده اما هيچيك از آنها مورد قبول واقع نشده و دست اندركاران اين سريال همچنان به دنبال پايان مناسب هستند. يكي از پايانهاي احتمالي اين سريال اين است كه در آن هستي با يك نقشه از پيش تعيين شده، بعد از ازدواج با فتوحي به كلاه برداري از خانواده او ميپردازد و در نهايت با استفاده از نقطه ضعف آنها، اين خانواده را به خاك سياه مينشاند. اما اين پايان بعد از آنكه حضور شخصيت قدسي در داستان پر رنگتر شد؛ ديگر مورد نظر نيست و حالا گروه سازنده اين سريال به دنبال پايان ديگري ميگردند.
يكي از هنرمندان سيما تلويحا پيشنهاد كرده اين سريال اينگونه تمام شود كه در پايان داستان مشخص ميشود پيشكار جلال ( با بازي كيانوش گرامي) و پيشكار حاج يونس ( با بازي جواد انصافي) هر دو از عوامل شيطان بودند و در واقع وسوسههاي آنها حاج يونس را دچار لغزش و خطا كرده است! البته يك پيشنهاد ديگر هم اين است كه شيطان همانگونه كه در روح الياس ـ در شبكه يك ـ حلول كرده، در روح فرزاد حسابدار كارخانه هم حلول كرده باشد و او مقصر اين ماجرا باشد.
خبر ديگر اينكه دست اندركاران ميوه ممنوعه شب گذشته در دفتر قاسم جعفري بخشهايي از اين سريال را فيلمبرداري كردند.
بازيگران و عوامل يك فيلم تلويزيوني تصميم گرفتند در صورت عدم پرداخت دستمزدشان ، عليه تهيه كننده فيلم در مراجع قضايي شكايت كنند.
مركز سيما فيلم اخيرا توليد يكي از فيلمهاي نود دقيقهاي خود را به يك دستيار كارگردان و برنامهريز سينما و تلويزيون فرستاد. اين فرد حدود يازده سال قبل نيز فيلمي با حال و هوايي جنگي و با حضور « فرهاد جم و نگار فروزنده » ساخت كه به موفقيت خاصي دست پيدا نكرد.
اين فرد در اولين تجربه خود به عنوان تهيه كننده، حاشيههاي فراواني را براي عوامل به وجود آورده است. يكي از بازيگران اين پروژه در تماس با « پايگاه اطلاع رساني رضا استادي» اعلام كرد اين تهيه كننده بخشي از حقوق عوامل را پرداخت نكرده و علي رغم آنكه با آنها قرارداد امضاء كرده، از آنها خواسته تا در ميزان دستمزد خود تخفيف دهند و بخشي از دستمزد را به عنوان تسويه حساب نهايي بپذيرد.
از سوي ديگر گروه سازنده فيلم در شرايط بدي اسكان داده شدهاند و كيفيت نامطلوب غذاي آنها بارها سبب اعتراض آنها شده است.
از سوي ديگر شنيده ميشود اين تهيه كننده علي رغم دريافت دو ميليون تومان پول براي آوردن هليكوپتر به سر صحنه، اين كار را انجام نداده است. « ش ـ پ» بازيگر مرد اين فيلم نيز در جريان ساخت فيلم به دليل حادثهاي كه سر صحنه رخ ميدهد، دچار شكستگي از ناحيه دنده ميشود اما تهيه كننده از پرداخت هزينه درمان وي خودداري ميكند و حتي هزينه اياب و ذهاب و پول غذاي او را هم نميپردازد.
اين تهيه كننده توقعات نابجايي را نيز عوامل داشته و مثلا بارها از آنها خواسته تا هنگام آمدن وي به سر صحنه، به استقبال او بيايند و بالاي سر او چتر نگه دارند.
شنيدهها حاكي است يكي از بازيگران زن اين پروژه به نام « ح ـ ف» چك وي را برگشت زده و از او شكايت كيفري كرده است.
شنيده شده مشكلات حاشيهاي فيلم تاثير زيادي بر كيفيت اين اثر گذاشته است. داستان اين فيلم به چگونگي تحقق يك طرح در زمينه خود كفايي گندم در جريان جنگ تحميلي و وقايع پس از آن مي پردازد كه يكي از كارشناسان جهاد كشاورزي در اوايل انقلاب اسلامي ارائه كرده است. اين فيلم در شهرهاي سنندج، قروه، مريوان و سروآباد كردستان مقابل دوربين رفته است.
متاسفانه در سالهاي اخير به دليل عدم نظارت مسوولان سيما بر پروژههاي در دست توليد، ساخت اين فيلمها با مشكلات فراواني مواجه بوده و عملا به زمينهاي براي مال اندوزي برخي از تهيه كنندگان تبديل شده است.
يكي از تهيه كنندگان سينما در اقدامي عجيب، پس از آنكه فيلم خود را براي دريافت پروانه نمايش به وزارت ارشاد ارائه كرد، بخشهايي از فيلم خود را دوباره فيلمبرداري كرد تا به فيلم داراي پروانه نمايش اضافه كند.
طبق قوانين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، هنگام ارائه فيلم به اداره كل نظارت و ارزشيابي براي دريافت پروانه نمايش، فيلم بايد تكميل باشد و تهيه كننده حق هيچ گونه تغييري در فيلم را ندارد و هرگونه تغييري سبب توقيف فيلم خواهد شد. وزارت ارشاد براي اطمينان از اين مئسله حتي فيلم را را متر ميكند و تغيير حتي يك فريم هم امري غير قانوني است. اما سيد كمال طباطبايي تهيه كننده فيلم « توفيق اجباري» آخرين ساخته محمد حسين لطيفي، پس از آنكه فيلمش پروانه نمايش دريافت كرده و حتي در نوبت اكران هم قرار گرفته؛ روز چهارشنبه يازدهم مهر ماه، سكانسي از فيلم خود را دوباره فيلمبرداري كرد تا اين صحنه به فيلم پروانه نمايش گرفته اضافه شود!
شنيده ميشود روز گذشته صحنه مربوط به حركت يك بنز فيلمبرداري شده است. بخشي از اين صحنه در زمان ساخت فيلم گرفته شده بود اما ظاهرا به دليل اينكه پول صاحب اتوموبيل پرداخت نشده بود، وي اتوموبيل خود را برداشته و رفته بود و دوباره با جلب رضايت او امكان فيلمبرداري دوباره اين صحنه فراهم شده بود.
بد نيست بدانيد اين فيلم به دليل آنچه كه وزارت ارشاد از آن به عنوان « ابتذال» نام ميبرد، در هنگام دريافت پروانه نمايش دچار مشكلاتي شده بود كه با اعمال برخي تغييرات اين مشكلات حل شد و فيلم پروانه نمايش گرفت. توفيق اجباري به زودي در گروه سينمايي افريقا اكران خواهد شد.
خانه سينما بعد از گذشت يك ماه از برگزاري جشن خانه سينما، هنوز با برخي از دست اندركاران اين جشن تسويه حساب نكرده است.
در پي انتشار خبر مربوط به كمكهاي مالي متعدد نهادها و بخشهاي مختلف به جشن خانه سينما، چند تن از همكاران اين جشن، طي تماس با « پايگاه اطلاع رساني رضا استادي» از عدم تسويه حساب شوراي برگزاري با برخي از همكاران جشن خبر داد.
يكي از اين افراد كه از چهرههاي شناخته شده عرصه سينما است؛ طي ماه گذشته بارها با مسوولان خانه سينما و شخص مدير عامل تماس گرفته اما هر بار پرداخت دستمزد وي به زماني ديگر موكول شده است. به همين دليل وي مجبور به پرداخت دستمزد همكاران از جيب خود شده است. اميدواريم خانه سينما با در پيش گرفتن رفتاري منصفانه، حقوق همكاران خود را ادا كند. تنها يك نگراني وجود دارد و آن اين است كه همكاران خانه سينما هم مانند كيومرث پور احمد مجبور شوند به جاي حقوق، پفك نمكي و آب معدني دريافت كنند كه اميدواريم چنين اتفاقي رخ ندهد!!
با گذشت يك ماه از برگزاري جشن خانه سينما؛ يك منبع مطلع طي تماس با «پايگاه اطلاع رساني رضا استادي»، جزئيات جالبي از برگزاري اين جشن را در اختيار اين پايگاه قرار داد.
امسال جشن خانه سينما توسط يك شوراي برگزاري مركب از: منوچهر شاهسواري ( مدير اجرايي جشن)، پرويز پرستويي ( دبير جشن) و رضا ميركريمي ( نماينده هيات مديره خانه سينما در شوراي برگزاري) برگزار شد. طبق اطلاعات موثق، سازمان انرژي اتمي و شهرداري تهران هر يك مبلغ صد و پنجاه ميليون تومان پول به عنوان اسپانسر به شوراي برگزاري جشن كمك كرده بودند. از سوي ديگر يك شركت چرم، شركت آب معدني دماوند، پفك لينا و يك شركت توليد كننده نوشابههاي انرژيزا نيز به عنوان حامي مالي جشن سينما حضور داشتند كه ميزان كمك مالي اين شركتها به جشن در هالهاي از ابهام قرار دارد. شنيده ميشود قرار است خانه سينما از محل ديگري نيز بابت برگزاري جشن كمك مالي دريافت كند كه محل دريافت اين كمك مشخص نيست.
در چنين شرايطي، علي رغم آنكه خانه سينما امكانات مالي بسيار مناسبي براي برگزاري جشن در اختيار داشته، به هيچ يك از برندگان جشن جز يك عدد تنديس جايزه ديگري داده نشده و علي رغم وعدهاي كه به اهداء كنندگان جايزه مبني بر دادن هديهاي به آنها شده بود نيز؛ به هيچ يك از جايزه دهندگان كه از ميان سينماگران سرشناس بودند، چيزي داده نشده است. در اين ميان وضعيت كيومرث پور احمد کارگردان برجسته سینمای ایران بسيار جالب است. فيلم اتوبوس شب ساخته ارزشمند او در اين جشن برنده چهار جايزه شد و از اين چهار جايزه دو جايزه به وي داده شد؛ اما در پايان مراسم براي تقدير از او دو بسته پفك نمكي لينا و یک بطری کوچک آب معدنی به وي داده شد كه قيمت اين پفكها در بازار آزاد دويست تومان و آب معدنی هم دویست تومان است!! از سوي ديگر هزينه زيادي نيز براي برگزاري مراسم صرف نشد و حتي سِن مراسم كه به دليل نامتعادل بودن چندين بار نزديك بود حادثه ايجاد كند؛ مربوط به جشن خانه سينما نبود و در اصل متعلق به كنسرتي موسيقي بود كه قرار بود فرداي آن روز در كاخ سعد آباد برگزار شود.
نكته ديگر آنكه از چهار هزار كارت صادر شده براي حضور در مراسم، هشتصد كارت ميهمان ويژه ـ كارت قرمز ـ براي بستگان يكي از اعضاي شوراي برگزاري صادر شده بود.
جواد شمقدري در گفت و گويي با خبرگزاری فارس از احتمال برگزاري يك مجلس افطاري از سوي رييس جمهور براي هنرمندان در ايام بعد از ماه رمضان خبر داد.
مشاور هنري رييس جمهور در اين گفت و گو در پاسخ به سوال خبرنگار اين خبرگزاري كه درباره ديدار هنرمندان با رييس جمهور پرسيده بود، گفت: « البته قرار ما، ديدار رئيسجمهور با هنرمندان بوده و نه فقط سينماگران. در اين مورد، با توجه به سفر دكتر احمدينژاد به آمريكا، اين روزها، تمام برنامههاي ايشان فشرده است و برنامه افطاريهاي وي با گروههاي ديگر تنظيم شده است و به اين دليل، احتمالا اين افطاري در اين ايام محقق نشود و موكول به بعد از ماه مبارك رمضان گردد. »
شمقدري در اين گفت و گو تاكيد كرده است: « امشب در اين مورد بررسي ميكنيم تا ببينيم آيا ميتوانيم برنامهها را جابجا كنيم يا نه؟ »
با توجه به اظهارات شمقدري به نظر ميرسد در ايام بعد از ماه رمضان، احتمالا هنرمندان بايد يك روز روزه بگيرند تا در اين افطاري احتمالي شركت و با رييس جمهور ديدار كنند.
در 10 سال گذشته ساخت سريال هاي تاريخي به سياست اصلي تلويزيون تبديل شده است.
امسال نيز با پايان فيلمبرداري سريال هايي همچون: حضرت يوسف (ع) و روزگار قريب و آماده نمايش شدن سريال هاي آشيانه سيمرغ و شهريار، سيما خود را آماده ساخت سريال تاريخي جديدي مي کند. اين سريال قرار است زندگي علامه اقبال لاهوري انديشمند و شاعر بزرگ مسلمان را به تصوير بکشد.
براي بسياري از مخاطباني كه منتظر تماشاي فيلم « سنتوري » بودند اين سوال پيش آمده بود كه طراح پوسترهاي اين فيلم چه كسي است؟
در اين پوستر، تصويري از يك مضراب سنتور ديده ميشود كه تداعي كننده نام « علي» هم هست. بسياري از مخاطبان تصور ميكنند اين پوستر توسط « محمد رضا شريفينيا» طراحي شده است اما بد نيست بدانيد ايده اصلي اين پوستر و طرح اوليه آن متعلق به « جواد آتشباري» است. آتشباري ارديبهشت ماه از طرف پخش كننده فيلم ـ هدايت فيلم ـ براي طراحي پوستر دعوت شد و بعد از نهايي شدن طرحها، معاونت سينمايي نيز براي آن مجوز صادر كرد. در حال حاضر از اين پوسترها براي تبليغات بين المللي فيلم استفاده ميشود اما در تبليغات داخلي محمد رضا شريفينيا بر اساس اين ايده پوستري طراحي كرده و بدون اشاره به نام اصلي طراح ، از آن استفاده كرده است.
تصوير پوسترهاي جواد آتشباري

تصوير پوسترهاي محمد رضا شريفينيا


تهيه كنندگان تلويزيون از اين پس براي ساختن سريالهاي تلويزيوني بايد براي تضمين به تلويزيون وثيقه ملكي بدهند.
شنيده ميشود اخيرا معاونت سيما از تهيه كنندگاني كه با سازمان صدا و سيما همكاري دارند، درخواست وثيقه ملكي كرده است و هر تهيه كننده بايد به ميزان مشخصي وثيقه ملكي به عنوان ضمانت اجراي قراردادهاي خود به تلويزيون بدهند.
سپردن وثيقه ملكي حدود ده سال قبل در تلويزيون رواج يافت. در آن زمان گروهي از تهيه كنندگان فعاليت خود را در سازمان صدا و سيما آغاز كرده بودند كه بر خلاف تهيه كنندگان قبلي كارمند تلويزيون نبودند. به همين دليل هنگامي كه بد حسابي يا تخلف ميكردند، رسيدگي به وضعيت آنها به سختي صورت ميگرفت. به همين دليل « رضا پديدار» مدير امور عمومي شبكه يك سيما تصميم گرفت
تا از تهيه كنندگان وثيقه ملكي دريافت كند تا تضميني براي اجراي صحيح قراردادهاي آنها باشد. در تلويزيون گاهي يك تهيه كننده ماهانه دويست ميليون تومان براي ساخت سريال در قالب « قسط» دريافت ميكند و گاه در صورت تخلف امكان رسيدگي وجود ندارد. بد نيست بدانيد تصميم اخذ وثيقه ملكي از سوي « ناهيد پاپيان» مدير اطلاعات و برنامه ريزي معاونت سيما اخذ شده است.
با منتفي شدن حضور مهدي حيدريان در معاونت هنري سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران، اين روزها بحث حضور دكتر مصطفي گودرزي در اين سمت شنيده ميشود.
دكتر مصطفي گودرزي از نقاشاني است كه در سالهاي بعد از انقلاب فعاليت خود را در واحد تجسمي حوزه هنري آغاز كرد. وي در زمينه نقاشي تحصيل كرده و مسووليتهايي همچون: رياست گروه هنرهاي تجسمي فرهنگستان هنر، تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا و... را به عهده داشته باشد. مسووليت اين معاونت پيش از اين به عهده محمد مهدي عسگرپور بود كه با استعفاي وي، از اواسط تابستان امسال اين معاونت خالي از مدير بوده است.
شبكه دو سيما عصر روز جمعه فيلمي به نام « آفتاب سرد» ساخته مسعود تكاور را پخش كرد.
داستان اين فيلم درباره يك فرمانده نظامي است كه سالها بعد از گذشت جنگ خاطرات خود را به ياد ميآورد و به دنبال دوستان مفقود الاثر خود ميرود. در بخشي از اين فيلم، جعفر دهقان كه نقش يك فرمانده ارتشي را ايفاء ميكرد، او به همراه بيوك ميرزايي به يك قهوه خانه ميرود و در اين محل ترانه « کم تحمل» محسن چاوشي چند دقيقهاي پخش ميشود. البته پيش از اين برخي از آهنگهاي ترانههاي چاوشي به صورت بيكلام هم از شبكههاي مختلف پخش شده بود اما اين اولين بار بود كه ترانه وي به صورتي كاملا مفهوم پخش ميشد.

سالهاست ما خبرنگاران در ايامي مانند هفته دفاع مقدس به سراغ فيلمسازان دفاع مقدس ميرويم و با آنها درباره فيلمهاي دفاع مقدس، وضعيت اين سينما، آينده آن و ديگر جنبههاي اين سينما گفت و گو ميكنيم. چند سالي است اين روال تغيير كرده و ديگر فيلمسازها تمايل چنداني به گفت و گوهاي مناسبتي اينگونه نشان نميدهند. شايد دليل اين مساله اين است كه در سالهاي اخير اين سينما كمتر فيلم خوب و جذابي را روانه پرده كرده است. شايد هم به اين دليل باشد كه فيلمسازان در طول سالهاي گذشته حرفهاي خود را بيان كردهاند و ديگر حرف تازهاي نمانده كه نگفته باشند. اين سكوت فيلمسازان به هر علتي كه باشد براي روزنامهنگاران چندان مطلوب و قابل تحمل نيست. چند روز قبل با خودم گفتم اگر رسول ملاقليپور زنده بود و الان با او تماس ميگرفتيم، نتيجه اين تماس به كجا ميانجاميد؟ آيا ميشد با او يك مصاحبه درباره سينماي دفاع مقدس گرفت؟ آيا ميشد حرفهاي تازهاي از او در اينباره شنيد؟ با مثبت بودن همه اين فرضيهها شايد نتيجه مصاحبهاي ميشد كه در پيش روي شما است.
بالاخره انتظارها به پايان رسيد و مستندي كه ابراهيم حاتميكيا در پاسخ به فيلم سيصد ساخته بود امشب از شبكه دو سيما پخش ميشود.
نكته جالب توجه در اين ميان خبر رساني عجيب شبكه دو درباره اثر است. طبق خبر منتشر شده در خبرگزاري فارس « مستند تاريخي «اين باغ تشنه است» با حضور «ابراهيم حاتميكيا» به عنوان مشاور و طراح برنامه ساخته شده است».
در ادامه اين خبر هم آمده است: « اين باغ تشنه است» نام مستند جديدي از ابراهيم حاتمي كيا است كه با نگاهي نو به تاريخ، اهميت تاريخ و گذشته بشر را به تصوير ميكشد و تأكيد ميكند كه نبايد تاريخ را بنا به سياستهاي حاكم تغيير داد و دستكاري كرد.»
محمد پيرهادي تهيه كننده اين مستند 50 دقيقهاي هم در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين فيلم همان طور كه گفته ميشود جوابي به فيلم 300 است، ميگويد: پاسخ به اين فيلم نيست اما اين فيلم بهانهاي شد تا با نشان دادن تعامل فرهنگها نشان دهيم كه نبايد تاريخ را دستكاري كرد و اهميت احترام بشر به گذشته و تاريخش و تأثير آن در زندگي امروز نشان دهيم.
در ادامه اين خبر هم ميخوانيم:« اين باغ تشنه است» در خوزستان، فارس و ايتاليا تصويربرداري شده است. كارگردان اين مستند، مژگان اينانلو است و ابراهيم حاتميكيا مديريت اين پروژه مستند را برعهده داشته است.»
حالا مشخص نيست بالاخره ابراهيم حاتميكيا در اين مستند كار كارگرداني را كرده است يا اينكه كار ديگري انجام داده است؟
گروهي از مديران تلويزيون با تماشاي بخشهايي از يك سريال تاريخي ـ مذهبي از كيفيت فني و هنري اين سريال تلويزيوني به شدت ابراز نارضايتي كردند.
اين سريال كه از جمله توليدات عظيم سيما محسوب ميشود، داستاني از كتاب مقدس را دستمايه كار خود قرار داده و با هزينه بسيار زيادي توليد شده است. فيلمبرداري اين سريال حدود سه سال طول كشيده و در حال حاضر گروهي از بهترين نيروهاي فني در حال انجام مراحل فني آن هستند.
شنيدهها حاكي است بازي بازيگران و فضاسازيهاي سريال مهمترين نكته مورد انتقاد مديران تلويزيون بوده است. به گونهاي كه برخي صحنههاي اين سريال سبب خنده حاضران در جلسه شده است. نكته جالب توجه اين است كه با وجود تمام نشدن مراحل فني اين سريال، تهيه كننده اين اثر به دنبال تصويب طرح ديگر عظيمي براي ساخت است. هنوز مشخص نيست كه آيا كيفيت ضعيف اين سريال در سفارش كار بعدي به اين تهيه كننده تاثير دارد يا خير؟