سفر به تاريکی عنوان مجموعه ای پانزده قسمتی است به کارگردانی فريدون جيرانی و تهيه کنندگی يک آرمان زرين کوب است که به سفارش گروه فيلم و سريال شبکه دوم سيما توليد میشود. طبق شنيدهها ظاهرا اعضاي گروه در طول ساخت اين سريال در تركيه با مشكلات مختلفي مواجه بودهاند. تاكنون خبر زيادي از اين اثر در نشريات منتشر نشده است. هيچ عكسي هم از سريال در اختيار رسانهها قرار نگرفته است. آنچه ميخوانيد گزارشي است كه يكي از عوامل اين سريال از ماجراهاي پيش آمده در تركيه در اختيار «پايگاه اطلاع رساني رضا استادي» قرار داده است. متن مذكور بيهيچ كم و كاستي منتشر ميشود.
«پايگاه اطلاع رساني رضا استادي» آماده انعكاس نظرات افراد ديگر درباره اين پروژه است تا اين مساله به روشن شدن حقيقت كمك كند.
*** هتلي در يكي از محلههاي شوش تركيه
در طول توليد اين مجموعه در استانبول ترکيه عوامل گروه بدليل بیتجربگی تهيه کننده جوان و ناکارامد اين پروژه با مشکلاتی دست به گريبان بوده اند که شنيدن بخش هائی از آن خالی از لطف نيست .
گروه توليد اين مجموعه پس از انجام تصويربرداری بخش هايی از فيلمنامه در تهران بيست و سوم فروردين ماه سالجاری به ترکيه سفر کردند و با اقامت در يک هتل بی ستاره ! در منطقه آکسارای استانبول که يکی از جنوبی ترين مناطق اين شهر محسوب می شود و بسيار شبيه به محله شوش و مولوی خودمان است تصويربرداری سکانس های مربوط به ترکيه را آغاز کردند.
جالب است بدانيد که هزينه اقامت در هر يک از اتاق های اين هتل که نام آن اتل برن است شبی نود دلار است که البته تهيه کننده محترم با قبول شرط و شروطی مبنی بر اينکه در صورت ورود مسافران خارجی تعدادی از اتاق ها بايد خالی شوند و عواملی که در آن اتاق ها سکونت دارند بايد به مسافرخانه ای در نزديکی آن هتل که متعلق به مدير همانجاست نقل مکان کنند موفق گرديد مدير هتل را راضی کند تا شبی سی دلار بابت هر اتاق پرداخت نمايد .
به اين ترتيب می توان با يک حساب سرانگشتی به اين نتيجه رسيد که هزينه اقامت دوماه و چهار روزه در هتل مذکور يعنی مجموعا ده اتاق دو الی سه نفره با صبحانه و شام چيزی حدود 20 هزار دلار معادل 000/500/18 تمام شده است . البته ناگفته نماند که بيست روزی از کار گذشته بود که يک سری مسافر خارجی به هتل آمدند و مدير هتل هم از آقای تهيه کننده خواست تا شرطش را اجرا کند و ايشان هم پذيرفتند و بدون اطلاع عوامل تعدادی از اتاق ها خالی شد و بدين ترتيب لوازم شخصی تعدادی از افراد به مسافرخانه مذکور انتقال يافت و حدود ده نفر از افراد پس از بازگشت از کار با اطلاع از اين ماجرا پس از اعتراض به انجام اين عمل تهيه کننده محترم با دلخوری از موضوع پيش آمده و به ناچار مدت دو شبانه روز را در آن مکان گذراندند .
*** مساله ناهار عوامل
قضيه از اين قرار است که آقای تهيه کننده که روايت می شود تاجر خوبی است قبل از سفر به عوامل اعلام می کند که حق ندارند بيش از بيست کيلو بار شامل لوازم شخصی ، البسه ، خورد و خوراک و ... با خود همراه داشته باشند ، چرا که قرار است يک گونی پنج کيلوئی برنج و يک کيلو چای به هر نفر سپرده شود تا در استانبول مورد استفاده قرار گيرد .
و بدين ترتيب برنج مخصوص ناهار افراد به ترکيه رفت و قرار بر اين شد تا با يافتن يک آشپز ايرانی غذای ايرانی برای مصرف ناهار اعضای گروه سرو شود . غافل از اينکه افراد با چهار قاشق برنج نيم پز و پر چرب و گهگاهی نيم سوز به همراه خورشت هائی که بالاخره مشخص نشد از چه معجونی برای پخت آن استفاده شده روبرو خواهند شد . و اينگونه شد که با غر زدن های بجای عوامل هفته ای يک آشپز عوض می شد و در انتها با حضور يک آشپز با دست پخت نسبتا مناسب که بعدها يکی از بازيگران فرعی مجموعه هم شد ماجرا به پايان رسيد .
*** اول قرار شد با هواپيما برويم اما....
و اما درباره نحوه عزيمت گروه به ترکيه اينکه ابتدا قرار شد کليه عوامل گروه با هواپيمائی ايران اير به ترکيه سفر کنند . اما گروه توليد برای آقای تهيه کننده خبر آوردند که هزينه بليط اين پرواز برای هر نفر مبلغی معادل 420 هزار تومان تمام می شود و آقای تهيه کننده پس از دو دو تا چهار تايشان اعضای گروه توليد را بسيج کردند تا دنبال يک پرواز ارزان تر و با صرفه تر بگردند و لذا پس از تلاشهای شبانه روزی به ارزان ترين پرواز يعنی پرواز پگاه سوز رسيدند که هزينه بليط رفت و برگشت آن برای هر نفر چيزی معادل 250 هزار تومان شد . يعنی برای تعداد بيست و چهار نفر چيزی حدود شش ميليون تومان .
*** ميوه و شيريني در تركيه خيلي گران است!
خلاصه اينکه بالاخره از روز بيست و پنجم فروردين ماه تصويربرداری در استانبول آغاز شد و کار بدليل عدم کارآئی گروه توليد و نبود امکانات لازم يعنی لوکيشن های مورد نياز با کندی پيش می رفت . يک خانم جوان ايرانی – که بعدا مشخص شد تخصص ايشان در سرکيسه کردن توريست های ايرانی است و از سينما و تلويزيون به اندازه يک سر سوزن هم چيزی نمی داند - هم از سوی آقای تهيه کننده به گروه معرفی شدند تا مثلا بعنوان دستيار توليد در اختيار پروژه باشند که طبق پيش بينی ها در مدت حضور يک ماهه اش کاری از پيش نبرد .
يکی دو هفته از شروع کار می گذشت که يک روز فريدون جيرانی از گروه توليد درخواست کرد تا بروند و چند کيلو شيرينی برای عوامل گروه تهيه نمايند . مدير توليد محترم گروه هم رفتند و بعد از يک ساعت با تعدادی کيک و آب ميوه به سر صحنه مراجعه کردند و عنوان کردند به گفته آقای تهيه کننده ، بدليل گران بودن شيرينی در استانبول – هر کيلو پنج لير معادل 3500 تومان – تا پايان اقامت در استانبول از خريد شيرينی معذوريم . و اين جمله باعث خنده اعضای گروه شد .
چند روز بعد آقای جيرانی از گروه توليد درخواست کرد تا برای اعضای گروه ميوه تهيه کنند و با کمال تعجب باز هم جواب اين بود که چون ميوه در استانبول گران است – هر کيلو دو و نيم لير معادل 1800 تومان – بنا به دستور آقای تهيه کننده از خريد ميوه نيز معذوريم . البته از حق نگذريم که يک روز اعلام کردند که مديريت محترم شبکه دوم سيما قرار است چند روز ديگر برای بازديد از پشت صحنه سريال به استانبول سفر کنند، لذا عصر همان روز مسئول خدمات گروه درب اتاق های اعضای گروه را تک تک به صدا درآورد و با دادن مقداری ميوه – شامل نفری يک موز ، يک کيوی ، يک پرتقال و يک سيب – که باعث تعجب افراد شد اعلام کرد که اين ميوه ها به مناسبت ورود مدير شبکه از طرف آقای تهيه کننده برای مصرف کليه عوامل تهيه گرديده است . که البته چند روزی از ماجرا گذشت و از آمدن مديريت محترم شبکه خبری نشد که نشد ... و صد البته پس از آن از خريد ميوه هم خبری نشد که نشد ...
لذا افراد گروه تصميم گرفتند تا با هزينه خودشان ميوه و شيرينی مصرفی خود را تهيه کنند ، اما با گذشت چند هفته از آنجائی که پول تو جيبی افراد ته کشيده بود و از دريافت دستمزد هم خبری نبود – به اين دليل که آقای تهيه کننده اعلام کرده بودند که به دليل اينکه ساختمان دفتر توليد تهران بر اثر حادثه ای فرو ريخته و دسته چک ايشان هم زير آوار مانده لذا تا پايان کار در استانبول از دستمزد خبری نخواهد بود - اين تصميم چند روزی بيشتر عملی نشد .
*** نگاهی به هزينههاي توليد سريال در تركيه
1 - يک هتل پنج ستاره شيک در منطقه مجيديه کوی با نام هتل سورملی که گروه بصورت متوالی مدت پنج شبانه روز در آنجا تصويربرداری کردند :
هزينه اجاره روزانه 250 دلار / جمعا 1250 دلار معادل 000/150/1 تومان .
2 – يک هتل دو ستاره در منطقه آتا کوی با نام متل ترکواز به مدت دو شبانه روز :
روزانه 120 دلار / جمعا 240 دلار معادل 225 هزار تومان
3 – طبقه پنجم يک خانه قديمی واقع در منطقه ميدان تقسيم به مدت پنج شبانه روز :
روزانه 200 دلار / جمعا 1000 دلار معادل 930 هزار تومان
4 – يک اسباب بازی فروشی به مدت يک روز :
روزانه 100 دلار معادل 93 هزار تومان
5 – يک ميوه فروشی به مدت يک روز :
روزانه 50 دلار معادل 47 هزار تومان
6 – يک قهوه خانه به مدت سه شب :
شبی 100 دلار / جمعا 300 دلار معادل 280 هزار تومان
7 – يک اغديه فروشی به مدت يک روز :
روزانه 100 دلار معادل 93 هزار تومان
8 – يک باشگاه بيليارد به مدت يک روز :
روزانه 150 دلار معادل 140 هزار تومان
9 – يک کافه در حوالی ميدان تقسيم به مدت یک روز :
روزانه 300 دلار معادل 280 هزار تومان
10 – يک کشتی مسافربری به مدت یک روز :
روزانه 150 دلار معادل 140 هزار تومان
11 – يک قايق تفريحی به مدت دو شب :
شبی 100 دلار / جمعا 200 دلار معادل 185 هزار تومان
12 – دستمزد راننده اتوبوسی که در اختيار پروژه بود به مدت شصت و چهار روز :
روزانه 70 دلار / جمعا 4500 دلار معادل چهار 000/200/4 تومان ( که البته لازم به ذکر است که بخشی از باقيمانده دستمزد وی به دليل عدم اطلاع از بازگشت گروه به وی پرداخت نگرديد )
13 – دستمزد مترجم های ايرانی زبان های ترکی و انگليسی به مدت دو ماه :
ماهيانه 800 دلار / جمعا 1600 دلار معادل 000/490/1 تومان
14 – دستمزد بازيگران ترک به مدت دو ماه :
مجموعا 4000 دلار معادل 000/700/3 تومان
15 – دستمزد هنروران : مجموعا 1000 دلار معادل 930 هزار تومان
16 – گروه توليد و تدارکات :
مجموعا 2500 دلار معادل 000/300/2 تومان
17 – دستمزدآشپز و هزينه ناهار به مدت دو ماه :
روزانه 100 دلار / جمعا 6400 دلار معادل 000/950/5 تومان
18 – ساير هزينه ها :
مجموعا 2000 دلار معادل 000/850/1 تومان
(مجموع هزينه ها : حدودا 50 ميليون تومان )
حال با احتساب جمع کل هزينه ها که احتمال خطا هم در آن امکان پذير است – البته منبع خبر موثق بوده – به نظر شما چه مقدار بودجه از طرف مديريت قبلی و فعلی شبکه دوم سيما بعنوان هزينه توليد اين مجموعه در استانبول ترکيه در اختيار تهيه کننده محترم اين پروژه قرار داده شده است ؟ گرچه پاسخ اين سوال را بايد از زبان مديران محترم شبکه دوم سيما شنيد و بعد قضاوت کرد که آيا بهتر نيست در انتخاب تهيه کننده برای توليد يک چنين پروژه های سنگينی دقت بيشتری بعمل آيد؟ و اينکه آيا آقای آرمان زرين کوب و امثال ايشان که پرونده کاريشان نشان از بی تجربگی در امر توليد دارد با در دست گرفتن توليد مجموعه های عظيم تلويزيونی بايد همچنان عدم اطمينان عوامل توليد آثار تلويزيونی را برانگيزند ؟ به نظر می رسد بايد تجديد نظری در انتخاب تهيه کنندگان تلويزيون صورت پذيرد . يک تحقيق و تفحص مختصر از عوامل توليد اين مجموعه که قطعا عدم رضايت از نحوه برخورد با عوامل را روشن خواهد ساخت پاسخ اين سوالات را به صورت روشن و آشکار خواهد داد...